تار و سه تار
کتاب دستور مقدماتی تار و سه تار (کتاب دوم ) جهانشاه صارمی بر اساس گردآوری:روح اله خالقی
تار و سهتار
تار و سهتار دو ساز زهی مضرابی اصیل ایرانی هستند که هر دو از خانواده سازهای زهی ایرانی به شمار میروند، اما در ساختار، صدا، تکنیک نواختن و جایگاه فرهنگی تفاوتهای اساسی دارند. این دو ساز از دوران باستان ریشه گرفتهاند و در طول تاریخ، به ویژه در دوره ساسانی، صفوی و قاجار، در موسیقی درباری و عرفانی ایران جایگاه ویژهای داشتهاند. هر دو بر پایه ردیف موسیقی دستگاهی نواخته میشوند و بیانگر عمق احساسی و فلسفی موسیقی ایرانی هستند، اما تار سازی اجتماعیتر و پرحجمتر است، در حالی که سهتار شخصی، درونگرا و عرفانیتر محسوب میشود.
تاریخچه
ریشه تار و سهتار به سازهای زهی کهن ایرانی مانند تنبور و دوتار در مناطق خراسان و کردستان بازمیگردد. در دوره ساسانی، سازهایی مشابه تار با نام «تار» یا «طنبور» در دربار خسرو پرویز نواخته میشدند و تصاویرشان بر روی ظروف نقرهای دیده میشود. تار در شکل امروزیاش در دوره قاجار توسط استادانی مانند میرزا عبدالله و آقا علیاکبر فراهانی تکامل یافت و به سازی ششسیمه با بدنه دوکاسهای تبدیل شد. سهتار اما از همان ابتدا سازی سادهتر و عرفانی بود که در محافل درویشان و عارفان نواخته میشد و در دوره صفوی رواج داشت. در قرن نوزدهم، با ظهور مکتب موسیقی تهران، هر دو ساز توسط میرزا عبدالله و آقا حسینقلی به اوج رسیدند و ردیفنوازی مدرن بر پایه آنها تدوین شد. در قرن بیستم، تار با تلاش علینقی وزیری و روحالله خالقی به سازی ملی تبدیل شد، در حالی که سهتار با اجراهای احمد عبادی و نورعلی برومند احیا شد و نماد موسیقی شخصی و عرفانی باقی ماند.
اجزای سازها
تار بدنهای دوکاسهای از چوب توت دارد که کاسه بزرگتر (نقاره) و کاسه کوچکتر (کاسه) با صفحهای از پوست بره یا گوسفند پوشیده شده تا صدا را تقویت کند. دسته بلند از چوب گردو است و ۲۵ تا ۲۸ پرده رودهای یا نایلونی روی آن گره خورده تا نتهای دقیق دستگاهها تولید شود. شش سیم جفتی (سه جفت) از جنس فولاد و برنج دارد که از خرک چوبی عبور میکنند و به گوشیهای کوک در انتهای دسته متصل میشوند. خرک از چوب سخت ساخته شده و صفحه انگشتگذاری بدون فرت فلزی است.
سهتار بدنهای گلابیشکل یکتکه از چوب توت یا گردو دارد که کاسه طنینی کوچکتری نسبت به تار دارد و صفحه روییاش چوبی نازک است تا صدایی لطیف و نزدیک به صدای انسانی تولید کند. دسته بلند و باریک از چوب گردو است و ۲۵ تا ۲۸ پرده رودهای یا ابریشمی روی آن بسته میشود. معمولاً چهار سیم (دو سیم فولادی و دو سیم برنجی یا یکی برنجی) دارد، هرچند گاهی پنج یا شش سیم برای غنای بیشتر اضافه میشود. خرک چوبی کوتاه است و سیمها به گوشیهای کوک در انتها متصلاند.
نحوه نواختن
تار را نوازنده به صورت افقی روی سینه یا زانو قرار میدهد و با مضراب فلزی یا پلاستیکی در دست راست به سیمها ضربه میزند تا ملودیهای پرحجم، آرپژهای پیچیده و تحریرهای گسترده اجرا کند. دست چپ روی دسته حرکت میکند و با فشار انگشتان نتها را تغییر میدهد، در حالی که تکنیکهایی مانند مضراب ریز، چپ و راست، گلریزی و آکورد برای بیان دستگاههای شور، همایون و چهارگاه به کار میرود. کوک تار معمولاً دو-سل-دو-فا یا لا-ر-دو-فا است و صدای آن بلند، شفاف و مناسب برای گروهنوازی است.
سهتار را نوازنده به صورت افقی روی سینه نگه میدارد و با ناخن انگشت اشاره دست راست (گاهی انگشت میانی) به سیمها زخمه میزند تا صدایی لطیف، کشیده و عمیق تولید کند. دست چپ نتها را با فشار انگشتان تنظیم میکند و تکنیکهایی مانند تحریر، ویبراتو، مضراب ریز و گلریزی ظریف برای اجرای ردیفهای عرفانی به کار میرود. کوک معمولاً لا-دو-سل-دو است و نواختن آن اغلب تکنوازی و بداهه است، با تمرکز بر بیان درونی و جلوگیری از نویز.
تفاوتهای اصلی
تار بدنه دوکاسهای و صفحه پوستی دارد که صدایی پرحجم و مناسب برای گروه تولید میکند، در حالی که سهتار کاسه تک و صفحه چوبی دارد و صدایی لطیف و شخصی میدهد. تار شش سیم جفتی و مضراب فلزی دارد و برای ملودیهای گسترده و تکنیکی مناسب است، اما سهتار چهار سیم (گاهی بیشتر) و زخمه با ناخن دارد و برای تکنوازی عرفانی ایدهآل است. تار در موسیقی درباری و ارکستری رواج دارد، سهتار در محافل عرفانی و شخصی. تار نیاز به مضراب خارجی دارد، سهتار با انگشت نواخته میشود و کنترل دینامیک در آن ظریفتر است. در نهایت، تار نماد شکوه و بیان اجتماعی موسیقی ایرانی است و سهتار نماد سادگی، عرفان و دروننگری.
چهرههای ماندگار
از نوازندگان ماندگار تار میتوان به میرزا عبدالله (پدر ردیفنوازی)، آقا حسینقلی، درویش خان (نوآور در پیشدرآمد)، علیاکبر شاهی، مرتضی نیداوود، جلال ذوالفنون، حسین علیزاده (با اجراهای گروهی و فیوژن)، محمد رضا لطفی و داریوش پیرنیاکان اشاره کرد. در سهتار، احمد عبادی (سلطان سهتار با تحریرهای بینظیر)، نورعلی برومند، یوسف فروتن، جلال ذوالفنون، محمد رضا لطفی، ارشد تهماسبی و سعید هرمزی شهرت دارند.